امروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود، من و هاله جون![]()
خیلیا اصلا پاشونو تو این مسیر نمی ذارن ، که نکنه فلان و چنان
ولی دوست داشتن و دلدادن تنها خصوصیت آدمیه که فرشته ها هم سر همین به آدم سجده می کنن
....
..
.
ساعت 10 صبح هماهنگ کردیم،
ساعت 4، پاساژ گلستان، طبقه دوم، بالکن، کافه 4 چوب
یه میز روی بالکن، من ... هاله جان![]()
البته من همیشه تاخیر دارم، ساعت چهار و بیست با سرعت از خونه راه افتادم ... خسته نباشم ! با سرعت به سمت کافه...
قبل و بعدش زیاد مهم نیست! مهم با تو بودن بود که با هم بودیم

راستییی ... تو ماشینم چطور با دست قلب درست کنمم یادم داد![]()




