هر یک از ما با یک قوطی کبریت در وجودمان متولد می شویم, اما خودمان قادر
نیستیم کبریت ها را روشن کنیم؛ برای این کار محتاج اکسیژن و شمع هستیم,
اکسیژن از نفس کسی می آید که دوستش داریم؛ شمع می تواند هر نوع موسیقی,
نوازش کلام یا صدایی باشد که یکی از چوب کبریت ها را مشتعل کند. برای لحظه
ای از فشار احساسات گیج می شویم و گرمای مطبوعی وجودمان را در بر می گیرد
که بمرور زمان گرم تر می شود تا انفجاری صورت گیرد. هر انسانی باید به این
کشف و شهود برسد که چه عواملی آتش درونش را پیوسته شعله ور نگه می داردو
از از آنجا که یکی از عوامل آتش زا همان سوختی است که به وجودمان می رسد,
انفجار تنها هنگامی ایجاد می شود که سوخت موجود باشد. آن آتش غذای روح
است. اگر کسی بموقع در نیابد که چه چیزی آتش درونش را شعله ور می کند ,
قوطی کبریت وجودش نم می کشد و هیچ یک از کبریت هایش هیچ وقت روشن نمی شود
نیستیم کبریت ها را روشن کنیم؛ برای این کار محتاج اکسیژن و شمع هستیم,
اکسیژن از نفس کسی می آید که دوستش داریم؛ شمع می تواند هر نوع موسیقی,
نوازش کلام یا صدایی باشد که یکی از چوب کبریت ها را مشتعل کند. برای لحظه
ای از فشار احساسات گیج می شویم و گرمای مطبوعی وجودمان را در بر می گیرد
که بمرور زمان گرم تر می شود تا انفجاری صورت گیرد. هر انسانی باید به این
کشف و شهود برسد که چه عواملی آتش درونش را پیوسته شعله ور نگه می داردو
از از آنجا که یکی از عوامل آتش زا همان سوختی است که به وجودمان می رسد,
انفجار تنها هنگامی ایجاد می شود که سوخت موجود باشد. آن آتش غذای روح
است. اگر کسی بموقع در نیابد که چه چیزی آتش درونش را شعله ور می کند ,
قوطی کبریت وجودش نم می کشد و هیچ یک از کبریت هایش هیچ وقت روشن نمی شود
ارسال در تاريخ چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 توسط ایمان
یه دل میگه پر از عشقم هنوز
یه دل میگه که بساز و بسوز
سر کن بی فروغ
رو کن به دروغ
این عمر دو روز
ارسال در تاريخ جمعه 14 اردیبهشت1386 توسط ایمان



