تبليغاتX
...رهاااا
...رهاااا
رها از زمان....رها از مکان
 
 

Monday:
Now home from honeymoon and settled in our new home.
It's fun to cook for 
Richard. Today I made an angel food cake and the recipe said, "beat 12 eggs separately**." Well, I didn't have enough bowls to do that, so I had to borrow 12 bowls to beat the eggs in.
 
دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم ..خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی میکنم ..امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده که 12 تا تخم مرغ رو جدا کنین و بزنین ..ولی من کاسه به اندازه کافی نداشتم واسه همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بنونم تخم مرغ ها رو توش بزنم
سه شنبه
دو تاشون وقتی که داشتم واسشون سالاد رو سرو میکردم.. اون جور عجیب و شگفت زده به من نگاه میکردن
106

Wednesday:
I decided to serve rice and found a recipe which said, "wash thoroughly before steaming the rice." So I heated some water and took a bath before steaming the rice.But I didn't know
how it improved the rice anyhow.
 
چهار شنبه
من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه این کار که میگفت قبل از دم کردن برنج کاملا شستشو کنین .پس من آبگرمکن رو راه انداخنم و یه حموم و شستشوی حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم..ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت
39

Thursday:
Today Richard asked for salad again. I tried a new recipe.

It said, prepare ingredients,
then toss on a bed of lettuce one hour before serving." I hunted all over the place for a garden and when I got one, I tossed my salad into the bed of lettuce and stood over there for over one hour so the dog would not take it. Richard came over and asked if I felt all right.I wonder why? He must be stressed at work, I'll try to be supportive.
 
پنجشنبه
بازم امروز ریچارد ازم خواست که واسش سالاد درست کنم ..خوب منم یه دستور جدید رو امتحان کردم ... تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بزارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین ..
خوب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیدا کردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پلا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بلای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره
ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمیدونم چرا ؟..عجیبه!!! ..حتما خیلی تو کارش استرس داشته ..باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم /
6 

 
امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم ..نوشته بود همه مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک ..خوب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه ی مامانم ..ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود .چون وقتی برگشتم خونه.. مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه ..مونده بودن
20 

شنبه
ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه مراسم روز یکشنبه اونو آماده کنم ..ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه میشه یه مرغ رو واسه یکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد ..قبلا به این نکته تو مزرعه مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش های خوشگلش ..وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود
وقتی ریچارد مرغه رو دید ..اول شروع کرد تا شماره 10 به شمردن و ولی بازم خیلی پریشون بود ..
حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد
.102.آخه چــــرا من ؟؟چــــــرا من؟
هـــــووووم ..جتما به خاطر استرس کارشه ..مطمئنم
 
 
 
beat the egg separately: زرده وسفیده رو جدا بزنین
dressing: لباس؛ سس زدن
beat it: مخلوط کردن و زدن (در غذا)
در زبان عامیانه: بزن به چاک
ارسال در تاريخ سه شنبه 13 فروردین1387 توسط ایمان
خانمها از هدایای شما چه استنباطی میکنند؟ aryalink.com pictures
ارسال در تاريخ یکشنبه 11 فروردین1387 توسط ایمان
aryalink.com pictures چهار روش برای گفتن "دوستت دارم" aryalink.com pictures
ارسال در تاريخ یکشنبه 11 فروردین1387 توسط ایمان
تنها که هستم،

آسمان بغض است،

خورشید آتش است،

زمین زنجیر است،

دریا وسوسه است....


وقتی که با تو ام،

آسمان،

خورشید،

زمین،

دریا، ....

سراسر ترانه است.

ارسال در تاريخ یکشنبه 11 فروردین1387 توسط ایمان
30nema31