عطر و ادکلن و ۱۵ نکته
۱ -در دنیای مُد، عطر و اودکلن هم مثل رخت و
لباس و کفش و کلاه و . . . سال به سال، نو میشود اما هر عطری برای هر سن
وهرموقعیتی مناسب نیست.
۲- از عطرهایی مانند بولگاری، اسکادا و
ایریا که رایحه سنگینی دارند، ترجیحا در محافل رسمی استفاده کنید. همیشه
بهتر است که در مکانهای رسمی از رایحههای تلخ، گرم، شیرین و تند استفاده
کنید.
۳ -در ساخت عطرهای تلخ معمولا از اسانسهایی مانند ریشه
درختان و ادویههای تند شرقی استفاده میکنند. عطرهای شیرین و گرم هم
عطرهایی هستند که از بو و طعم شکلات و میوههای تابستانی برخوردارند.
۴-
از عطرهایی مانند مادام روشاز، گپ، هوگو و آزارو ترجیحا در محافل دوستانه
و صمیمی استفاده کنید. همیشه بهتر است که در محافل دوستانه و صمیمی، از
عطرهای سرد و ترش استفاده کنید.
۵- عطر سرد به عطری میگویند که حس
خنکی و تازگی را القا کند. استشمام این عطرها معمولا باعث میشود که طعمِ
میوههایی مانند خیار و هندوانه را به خاطر بیاوریم.
۶ - عطر ترش به عطری میگویند که طعم مرکبات را به خاطر بیاورد. عطرهای ترش نیز القاکننده حس طراوت و شادمانیاند.
۷-
عطرهای سرد و ترش باعث آرامش روحی و رفع خستگی نیز میشوند. لابد دیدهاید
که در باشگاههای ورزشی، هوای داخل باشگاه را معمولا با رایحههای سرد و
ترش مطبوع میکنند. عطرهایی با طعم گلهای وحشی میتوانند حس صمیمیت
بیشتری به محیط القا کنند.
۸- همانطور که در بحث رنگها، از رنگ
سال و رنگ فصل برایتان گفتیم؛ در بحث عطرها هم باید از عطر سال و عطر فصل
صحبت کنیم. طبیعتا عطرهایی که بهتر است در روزهای گرم و آفتابی استفاده
شوند، با عطرهایی که مناسب روزهای سرد زمستاناند، یکسان نیستند.
۹- در فصل بهار از عطرهای ملایم استفاده کنید. عطرهای ملایم و بهاری را معمولا از گلهای بنفشه، تمشک و مگنولیا میگیرند.
۱۰-
در روزهای گرم تابستان برای ماندگاری بوی عطر باید به دفعات بیشتری از آن
استفاده کنید. با این حساب، بهتر است که در فصل گرم از عطری استفاده کنید
که ماندگاری بیشتری داشته باشد.
۱۱- در فصل گرم، استفاده از
رایحههای خنک و ترش، تلخ و سرد، جنگلی و وحشی بسیار خوشایند است.
استفاده از رایحه های خنک و ترش در فصل تابستان، سرمای خوشایندی را به شما
و اطرافیانتان منتقل میکند و درنتیجه از حس ِگرمای محیط میکاهد تا به
یک حس تعادل دمایی برسید.
۱۲- ماندگاری عطرها در هوای سرد بیشتر
است. یعنی در پاییز و زمستان با توجه به دمای پایین هوا، الکل موجود در
عطر دیرتر تبخیر میشود. در فصلهای سرد سال، بهتر است از رایحههای سنگین
مانند عطرهای شیرین، تند و تلخ استفاده کنید.
۱۳- اگر پوستتان چرب
است، خوشحال باشید چون دوام و ماندگاری عطرها بر روی پوستهای چرب و تیره
بیشتر است. اما عطر برای پوستهای روشن و خشک، در حکم یک مرطوبکننده است
و دوام زیادی روی این پوستها ندارد.
۱۴- اگر پوستتان روشن و خشک
است و میخواهید ماندگاری عطرتان بیشتر شود، بهتر است پیش از استفاده از
عطر، از لوسیونهای مرطوب کننده بدون بو استفاده کنید.
۱۵- از
زمانهای گذشته، این باور همچنان پابرجاست که عطر و اودکلن را باید به
پوست جلوی گردن و یا به مچ دست زد. واقعیت این است که زدن عطر بر روی محل
نبضها (مانند: مچدست، مچ پا، پشت زانوها و نبض گردن) باعث متصاعد شدن
رایحه عطر شده و کلا خوشایند است اما پزشکان توصیه میکنند به گردنتان عطر
نزنید چرا که این کار، احتمال بیماریهای پوستی را در این ناحیه افزایش
میدهد.
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب مي گفت : به جان دلبرش افتاده بود- اما اگر يک شاخه گل آرد ازآن نوعي که من بودم بگيرند ريشه اش را و بسوزانند شود مرهم براي دلبرش آندم شفا يابد چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه به روي من بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد و او مي رفت و من در دست او بودم و او هرلحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا مي کرد پس از چندي هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟ در اين صحرا که آبي نيست به جانم هيچ تابي نيست اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من براي دلبرم هرگز دوايي نيست واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!! نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟ نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟ و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت که ناگه روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت نشست و سينه را با سنگ خارايي زهم بشکافت زهم بشکافت اما ! آه صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را به من مي داد و بر لب هاي او فرياد بمان اي گل که تو تاج سرم هستي دواي دلبرم هستي بمان اي گل ومن ماندم نشان عشق و شيدايي و با اين رنگ و زيبايي و نام من شقايق شد گل هميشه عاشق شد 
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
طبيبان گفته بودندش
امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست بر من نفسی نیست نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم به تو بر می خورم اما در تو شده ام گم به من دسترسی نیست نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا بیا ای نازنین ای یار دلم را از زمین بردار در این دنیای وانفسا تویی تنها منم تنها نکن امروز را فردا بیا با ما بیا با ما امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که میایی به سراغم نفسی نیست در این دنیای نا هموار که می بارد به سر آوار به حال خود مرا نگذار رهایم کن از این تکرار در این دنیای وانفسا منم تنها تویی تنها بیا با ما بیا با ما امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست آن کهنه درختم که تنم غرق یه برف است حیثیت این باغ من خار و خسی نیست
الکمال کل الکمال.التفقه فی الدین والصبرعلی النائبه وتقدیر المعیشه
کمال معنوی ورشدعقلانی راسه نشانه است:
اندیشه وبکاربستن فکردرراه دین وشکیبایی دربرابرمصائب واندازه نگاهداشتن در مخارج زندگی است.********
ایاک والکسل والضجر فانهما مفتاح کل شر.
از تنبلی و تنگ حوصلگی دوری کن.چه این دو حالت سرآغاز هربدی است.
********
من کسل لم یود حقا و من ضجر لم یصبر علی حق.
اشخاص تنبل از پرداخت حقوق دیگران باز میمانند و اشخاص تنگ حوصله در برابر حق شکیبا نیستند
********
قولواللناس احسن مما تحبون ان یقال لکم.
بکوشید .بهتر از آنچه میل دارید مردم در باره شما بگویند شما درباره مردم بگوئید.
A small request: All you are asked to do is keep this circulating.

All you are asked to do is keep this circulating Even if it's to one more person. In memory of anyone you know who has been struck down by cancer or in HONOR of someone who is still living with it
- پدرش میگفت: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش.
- خودش میگفت: سه موقع میآیم سراغتان. اول نامههای اعمال را كه میدهند. دوم پل صراط، سوم پای حساب كتاب.
- پسرش میگفت: از طرف خدا ضمانت میكنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم.
- امام صادق آرزو داشت ببیندش. به پسرش موسی میگفت: «عالم آل محمد از توست، كاش میدیدمش، همنام امیرالمؤمنین است.»
- میگفتند: دو نفر به فریادرسی مشهورند.
عالم آل محمد و قائم آل محمد (عیون اخبارالرضا، ج 2 )
میلاد پدر امام رضا (ع) مبارک ![]()
ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاك پاك مرقد تو بوسه گاه من
...
امام رضا (ع) میفرمایند :
1- تفکر آئینه توست ، که بدی ها و خوبی هایت را به تو نشان می دهد (فقه الرضا (ع) ، ص 380 )
2- با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش ( بحارالانوار ، ج 78 ، ص 356 )
3- عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است (اصول کافی ، ج2، ص 55 )
در زمان نابسامانی و عدم اطمینان وضعیت اقتصادی و تغییرات سیاسی، هیچ رنگی مثل رنگ زرد گل درخت ابریشم، امید و اطمینان و خوشبینی را نشان نمیدهد.
رنگ زرد گرما و کیفیت باروری و تغذیه خورشید را مجسم می کند، خصوصیاتی که به طور طبیعی اطمینان مجدد و امید را برای ما به تصویر میکشد. این رنگ همچنین از روشنفکری سخن میگوید و رنگ درخشش ابتکار و تخیل است. این رنگ زرد به بهترین شکل در گلهای درخت ابریشم دیده میشود. این رنگ زرد قابل تطبیق با همه رنگها است و برای زنان و مردان به کار میرود. لباس، لوازم جانبی خانمها، لوازم منزل، لباسهای ورزشی، کراوات و پیراهنهای مردانه در این رنگ شاد و پرطراوت طراحی و عرضه میشود.
بخش طراحان است تا از حالت افسردگی و انجماد زمستانی خارج بشوند.بازهم رنگهای روشن به صدر 10 رنگ اصلی بهار 2009 برگشته است. باوجود اینکه بهار امسال هم طراحان بیشتر از رنگهای شاد و براق در مجموعههای خود استفاده میکنند، مثل همیشه در مدلهای خود رنگهای براق و درخشان را با رنگهای تیره، مات یا خنثی ملایم میکنند.
شرکت پنتون(Pantone) که منبع معتبر و مشهور جهانی در زمینه رنگ و تهیه کننده استانداردهای رنگ حرفهای برای صنایع طراحی است، گزارش 10 رنگ اصلی و برتر برای فشن بهار 2009 را اعلام کرد. پنتون در هر فصل 10 رنگ اصلی خود را معرفی میکند. ده رنگی که پنتون برای بهار 2009 پیشنهاد کرده است به شرح زیر است:
رنگ مد غالب پاییز 2008 آبی و ارغوانی بود؛ همیشه رنگها از فصلی به فصل دیگر با توجه به رنگ اصلی فصل قبل تغییر می کند و بهار 2009 هم از این قاعده مستثنا نیست. رنگ آبی روشن(Palace Blue) رنگ دلخواه طراحان در بهار 2009 است که شبیه رنگ دریا در فصل بهار و رنگی کلاسیک و براق است. این رنگ تقریبا با هر رنگ بهاری دیگری که همراه بشود، ترکیب رنگ بهاری زیبا و فریبندهای را به نمایش میگذارد. رنگ ارغوانی کمرنگ یعنی بنفش کمرنگ یا یاسی(Lavender) رنگی ملایم و بیشتر تابستانی است که جنبههای دیگری از رنگ ارغوانی فصل پاییز را ادامه میدهد.
رنگ زرد هم در فصل بهار به عنوان یکی از رنگهای اصلی در دنیای فشن حضور دارد؛ رنگ لیمویی تند(Super Lemon) ظاهری خوشبینانه و شاد ایجاد می کند. درخشندگی این رنگ چشم خریداران را به سمت خود جلب میکند. رنگ همسایه و نزدیک لیمویی، نوعی صورتی کمرنگ(Salmon Rose) است که بازهم حسی شاد و خوشبینانه منتقل میکند. این رنگ به اکثر چهرهها میآید و رنگی زیبا در تابش و درخشش تابستان است. رنگ زیبا و جذاب قرمز مایل به بنفش(Fuchsia Red) را برای لباس، رژلب و لاک ناخن در نظر بگیرید. این رنگ قرمز با تهرنگ و زمینه آبی واقعا رنگی جلوهگر و فریبنده است و حسی از ظرافت و لطافت به رنگهای بهاری میبخشد.
رنگ خاکی متمایل به صورتی(Rose Dust) یک رنگ خنثی است که با زمینه قرمز و صورتی ملایمی که دارد از سایر رنگهای خنثی متمایز است و به رنگ های بهاری مرتبط میشود. رنگ خاکستری مایل به آبی(Slate Gray) رنگ خنثی دیگری است که با داشتن زمینه سبز مایل به آبی، بهخوبی با نه رنگ دیگر این فصل ست میشود.
سه رنگ سبز که هر کدام هویت و خصوصیات متمایز خود را دارند، در انتهای رنگهای بهار 2009 قرار میگیرند و تصور شادابی، سرسبزی و تجدید حیات را زنده میکنند. سبز براق و درخشان(Vibrant Green) یکی از رنگهای اصلی بهار است که در فصل تجدید حیات طبیعت، سرسبزی و تازگی را به رنگهای بهاری میافزاید. سبز لیمویی تیره(Dark Citron) که از مرکبات الهام گرفته شده است، رنگی آرام و جدیتر از سایر رنگهای بهاری است. نوع دیگری سبز با نام(Lucite Green) رنگی شفاف و خالص است که کمی درخشش و تلالو به رنگهای بهاری میبخشد.
نخواهم شیشهی نوش و نباید شربت قندم
مگر یزدان به روی من در وصل تو بگشاید
و گرنه من در گیتی به روی خود فرو بندم
نشان مهر ورزیدن همان باشد که: هر ساعت
مرا چون شمع میسوزی و من چون گل همی خندم
حدیث محنت فرهاد و کوه بیستون کندن
به کار من چه میماند؟ که در عشق تو جان کندم
به دست دیگران مالست و اسبابست و سیم و زر
من مسکین سری دارم که در پای تو افگندم
پسند من نخواهد بود در عقبی بغیر از تو
ازین دنیا و مافیها بجز روی تو نپسندم
سگم گفتی و دلشادم بدین تشریفها، لیکن
به شرط آنکه از کویت بگویی تا: نرانندم
ز روی همچو ماه خود مده کام دلم هرگز
اگر با دیگری بینی ز روی مهر پیوندم
نه چشم و سر بپیچیدی، ز من حالم بپرسیدی
اگر گوش تو بشنیدی که: چونت آرزومندم؟
نبینی بعد ازین روزی، مرا بیعشق دلسوزی
گذشت آن کز پری رویان فراغت بود یک چندم
بیاور نای و چنگ و دف، میصافم بنه بر کف
نشاید شد برون زین صف، که صوفی میدهد پندم
به همراه سفر گویند تا: موقوف ننشیند
که ایشان بار میبندد و من در بار و دربندم
مرا گر اوحدی زین پس ملامت کم کند شاید
که من تا عاشقم گوش از نصیحتها بیا گندم
هر كه دلارام ديد از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر كه در اين دام رفت
ياد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بديم
چون پرده برانداختی كار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چيست كه در خانه تافت
سرو نرويد به بام كيست كه بر بام رفت
مشعلهای بر فروخت پرتو خورشيد عشق
خرمن خاصان بسوخت خانه گه عام رفت
عارف مجموع را در پس ديوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خويش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است باقی ايام رفت
هر كه هوايی نپخت يا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر كنيم در طلب دوستان
راه به جايی نبرد هر كه به اقدام رفت
همت سعدی به عشق ميل نكردی ولی
می چو فرو شد به كام عقل به ناكام رفت
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم کم و بیش
چون آیینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری ست پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گران جانی خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هرچند امین بسته دنیا، نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم




