کلا" التهاب مخاط مجاری تنفس همراه با تب که دوره کمون آن 24 تا 48 ساعت و بین 4 تا 8 روز دوره آن شروع میشود و شروع آن با سردرد و لرز و زکام و گرفتگی عضلات همراه است سرماخوردگی میگوئیم. در ضمن کودکانی که از شیر مادر استفاده میکنند کمتر به این بیماری گرفتار میشوند و افراد سیگاری و شراب خوار بیشتر مبتلا میشوند. در ضمن در این بیماری بیش از 200 ویروس دخیل است.حالا اگر این بیماری عفونی و مسری شود و تب سخت و ضعف و سرفه و سوزش زیاد و ترشح بینی همراه شود میشود آنفولانزا!!!!
برای درمان قطعی :(بصورت عمومی) ترب سیاه را رنده نموده+سیر رنده شده+آب پیاز قرمز+فلفل قرمز را خوب بکوبید و ترکیب کنید و بصورت خمیر دربیارید ! آنگاه صبح زود از ان یک قاشق مرباخوری میل نموده و پشت سر آن ماست ترش میل کنید.(این نسخه قویترین پنیسیلین طبیعی است)
برای کسانی که کمی تخصصی تر میخواهند درمان شوند برگ زوفا+بابونه+تخم ریحان+گل سرخ داروئی را در هاون کوبیده و روی آن عرق گزنه بریزید و در عسل ترکیب کنید و صبح میل نمائید.
سپس برای ظهر سبوس برنج را در آب خیس کنید و کمی عسل و یک عدد لیمو ترش تازه را به آن اضافه کنید و قبل از ناهار میل نمائید.و بعد از ناهر 4 عدد لیموترش تازه را با نمک واقعی میل کنید.
(بصورت تخصصی) آویشن+گل بنفشه+برگ مریم گلی +تخم یونجه+تهن ترب+رازیانه را با کمی عسل ترکیب کنید و قبل از ناهار میل کنید.
سپس برای التهاب بینی دو ورقه نازک پیاز قرمز را ببرید و در گاز یا پارچه بپیچید و در سوراخ بینی بگذارید و تا 5 دقیقه با دهان بسته تنفس نمائید. سپس برای بعد از ظهر 4 عدد سیر را بکوبید و با آب پیاز ترکیب نموده و با شیر داغ مخلوط کنید و بگذارید روی گاز تا چند تا جوش بخورد و سپس آن را میل کنید. و سپس برای شب قبل از خواب 30 گرم سیاهدانه را بکوبید و در آب بجوشانید و قبل از خواب بخور سیاهدانه بدهید و بعد از بخور 2 عدد لیموترش تازه به همراه 2 قاشق عسل میل کنید.
این روش درمانی در کلیه افرادی که سرماخورده اند معجزه میکند! البته برای راه میانبر وسریع میتوانید از معجون سپندار همراه با گیاه دیوخوار (موجود در دفتر کانون) صبحها استفاده کنید تا سطح ایمنی بدن شما بالا برود و دیگه سرما نخورید.
تلفن کانون طب سنتی ایران مشاوره رایگان :
021- 88336487-88004967- 88336488
چگونگی طراحی پرچم ایران
پرچم جمهوری اسلامی و چند آرم ماندگار چگونه طراحی شدند؟
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از آرمهای گذشته با رویكردی اعتقادی اسلامی تغییر یافتند و تعداد انبوهی نیز خلق شدند. حال پس از سی سال از انقلاب اسلامی فارس با نگاهی به چند آرم ماندگار و گفت و گو با طراحان آنها داستان طراحی این آرمها را روایت میكند.
به گزارش فارس ، پس از انقلاب شكوهمند اسلامی تغییر در همه اركان جامعه آغاز شد در این بین مردم علاقهمند بودند این تغییر در نشانهها هم پدیدار شود تا انقلابی كه خود در آن نقش داشتند تبلور بیشتری بیابد. بنابر این آرمها و نشانههای بسیاری از شركتهای تجاری تغییر كردند و علاوه بر آن نهادهای انقلابی هم در صدد طراحی آرم و نشانه ویژه خود بودند. در راس آنها آرم پرچم جمهوری اسلامی ایران است كه با رویكردی اسلامی_ایرانی طراحی شد تا انقلابی الهی و مردمی را برای جهانیان تداعی كند.
حال با گذشت سی سال پر فراز و نشیب از انقلاب شكوهمند اسلامی بر آن شدیم تا با انتخاب چندین آرم و معرفی طراحان آنها از حال و هوا و جریان طراحی آرمهای آن دوران كه در ذهن مردم ثبت شده است بیشتر بدانیم.
هرچند برخی از آرمهایی كه این روزها به چشم ما كم و بیش آشنا میآیند فاقد نام طراح هستند و شناسنامه آنها چندان مشخص نیست اما در پرس و جوهای به عمل آمده اینچنین به نظر میآید كه در روزهای انقلاب، هنگامی كه شور و هیجانی بر تمام ایران اسلامی حاكم بوده است تمامی مبارزین و مردم انقلابی سعی بر تغییر و تحول همه چیز داشتهان حتی بسیاری از آرمهای نهادهای تاسیس شده در بدو انقلاب از ذهن همان انقلابیون بوده است و در نهایت مهر تاییدی از جانب گرافیستی بر آن میخورده است.
آرم جمهوری اسلامی ایران؛ طراح حمید ندیمی
همان طور كه پیشتر اشاره شد در راس تمامی آرمهای طراحی شده در دوران پس از انقلاب اسلامی، آرم جمهوری اسلامی ایران كه توسط حمید ندیمی طراحی شده است از قداست و توجه ویژهای برخوردار است و همین قداست و بزرگی سخن گفتن درباره آن را برای خالقش سخت كرده است.
این آرم در درون خود معانی زیادی را جای داده و سادگی و ظرفیت ویژهای كه برای دربرگیری معانی متعدد دارد كه آن را از دیگر آرمهای طراحی شده در این سالها متمایز كرده است.
داستانی كه از طراحی این آرم نقل شده است تنها به مصاحبهای از حمید ندیمی با مجله پاسدار اسلام در سال 1362 و همچنین جزییاتی دقیق از استانداردهای طراحی این آرم در مجله استاندارد ایران (كه توسط مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران منتشر شده است) محدود میشود. در فرصتی كه به خبرنگار فارس برای ملاقات با حمید ندیمی دست داد، وی با ارجاع به همان مطالب منتشر شده سؤالات مطرح شده را پاسخ داد. داستان این آرم آنطور كه در منابع ذكر شده نقل شده است از آنجا نشات میگیرد كه دكتر ندیمی تفسیری از سوره حدید را میشنود و از آن پس سه ركن اساسی حكومت اسلامی از دیدگاه قرآن در ذهنش نقش میبندد. «كتاب»، «ترازو» و «آهن» و یا به عبارت قرآنی «كتاب»، «میزان» و «حدید».
ادامه مطلب...
رازهایی از هدیه دادن گل
گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا نشانه علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود. بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه شادی بخش نمودآن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزانمان و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.
گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. با اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوالپرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.
ادامه مطلب...
زندگی خوش تهران برده است از یادش
سال شصت –خرمهشر- زخم چاك چاكش را
یكی بود یكی نبود…

از خاك بوی حادثه می آید…
ادامه مطلب...
الکمال کل الکمال.التفقه فی الدین والصبرعلی النائبه وتقدیر المعیشه
کمال معنوی ورشدعقلانی راسه نشانه است:
اندیشه وبکاربستن فکردرراه دین وشکیبایی دربرابرمصائب واندازه نگاهداشتن در مخارج زندگی است.********
ایاک والکسل والضجر فانهما مفتاح کل شر.
از تنبلی و تنگ حوصلگی دوری کن.چه این دو حالت سرآغاز هربدی است.
********
من کسل لم یود حقا و من ضجر لم یصبر علی حق.
اشخاص تنبل از پرداخت حقوق دیگران باز میمانند و اشخاص تنگ حوصله در برابر حق شکیبا نیستند
********
قولواللناس احسن مما تحبون ان یقال لکم.
بکوشید .بهتر از آنچه میل دارید مردم در باره شما بگویند شما درباره مردم بگوئید.
- پدرش میگفت: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش.
- خودش میگفت: سه موقع میآیم سراغتان. اول نامههای اعمال را كه میدهند. دوم پل صراط، سوم پای حساب كتاب.
- پسرش میگفت: از طرف خدا ضمانت میكنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم.
- امام صادق آرزو داشت ببیندش. به پسرش موسی میگفت: «عالم آل محمد از توست، كاش میدیدمش، همنام امیرالمؤمنین است.»
- میگفتند: دو نفر به فریادرسی مشهورند.
عالم آل محمد و قائم آل محمد (عیون اخبارالرضا، ج 2 )
میلاد پدر امام رضا (ع) مبارک ![]()
ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاك پاك مرقد تو بوسه گاه من
...
امام رضا (ع) میفرمایند :
1- تفکر آئینه توست ، که بدی ها و خوبی هایت را به تو نشان می دهد (فقه الرضا (ع) ، ص 380 )
2- با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش ( بحارالانوار ، ج 78 ، ص 356 )
3- عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است (اصول کافی ، ج2، ص 55 )
از جشن های متعددی که در ايران باستان مرسوم بوده، يا از جشن های اندکی که از آن عهد به يادگار مانده، هيچ يک به طول و تفصيل نوروز نيست.
نوروز تنها جشنی است که يک جشن کوچک تر ( چهارشنبه سوری ) به پيشواز آن می آيد و جشنی ديگر ( سيزده به در ) به بدرقه آن. در واقع نوروز مقدمه و موخره ای دارد که خود آنها به تنهايی از جشنهای ديگری چون شب يلدا مفصل ترند.
اما به غير از چهار شنبه سوری و سيزده بدر که هر يک آداب خود را دارند، نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز فقط برخی از آنها برجای مانده و پاره ای در دگر گشت های زمانه از بين رفته اند.
از رسم های بجا مانده يکی راه افتادن حاجی فيروز است.
حاجی فيروزها با چهره سياه کرده، دايره و دنبکی به دست می گيرند، به خيابان می آيند و به رقص و شيرينکاری و خواندن اشعاری با ريتم و آهنگ رقص می پردازند:
حاجی فيروزه، سالی يه روزه، همه می دونن، منم می دونم، عيد نوروزه.
ارباب خودم سلام عليکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نيگا کن، ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمی خندی؟
بشکن بشکنه بشکن، من نمی شکنم بشکن، اينجا بشکنم يار گله داره، اونجا بشکنم يار گله داره! اين سياه بيچاره چقد حوصله داره.
خانه تکانی از ديگر آئين های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکانی شروع می شود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيری و شستشو می شود و پاک و پاکيزه می گردد.
چنان زوايای خانه را می روبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازی آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس برای اين پاکيزه سازی تا به حدی است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشی می شود.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می شود. مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف هائی زيبا می ريزند و خيس می دهند تا آهسته آهسته برويد و برای سفره نوروزی آماده گردد.
داستان مير نوروزی اين است که در پنج روز آخر سال فرمانروايی شهر را به فردی از پائين ترين قشرهای اجتماعی می سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان می داد
يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت تبريک ها فرا می رسد. فرستادن کارت تبريک برای همه دوستان و آشنايان يک کار مرسوم است. اقوام و دوستانی که در ديگر کشورها يا شهرها زندگی می کنند، جای خود دارند.
در اين زمان ديگرچهارشنبه سوری فرا رسيده و بايد از روی آتش پريد. چهار شنبه سوری خود به مثابه يک جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پريدن از روی آتش، خوردن آجيل چهارشنبه سوری و...
اما در روزگار ما اين جشن دگرگونی های زيادی به خود پذيرفته است. از جمله آنکه به علت جلوگيری نيروهای انتظامی از آتش بازی و بوته افروزی، ترقه بازی در بين جوانان باب شده که بيشتر موجب اذيت و آزار مردم و ايجاد صوت های ناهنجار می شود.
در حالی که پيش از اينها که حکومت ها با آتش بازی و بوته افروزی مخالفتی نمی ورزيدند، اين جشن آرام تر و دلپذيرتر و حتی زيباتر برگزار می شد.
پس از چهار شنبه سوری، نوروز فرامی رسد. آماده کردن سفره نوروزی، خريد ميوه و شيرينی و آجيل ، آماده شدن برای تحويل سال، دعای تحويل سال، ديد و بازديد عيد، عيدی دادن و عيدی گرفتن همه در طول روزهای عيد انجام می شود.
دعای سال تحويل
ديد و بازديد رفتن تا پايان روز 12 فروردين ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می روند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر می زنند و ديدارها تازه می کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت هايی که پيش آمده از احوال پرسی يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پيش می گيرند.
البته ديد و بازديد هم در اين سال ها تغييرات قابل توجهی به خود پذيرفته و نزد کسانی که از تمکن مالی برخوردارند، شکل سفر گرفته است. از آنجا که مدارس در ايام نوروز تا 14 فروردين تعطيل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می آيد.
پس گروه کثيری از مردم به شهرهای حاشيه دريای خزر می روند و در ويلای خود ساکن می شوند و يا آنکه در ديگر نقاط خوش آب و هوا مخصوصاً جزاير کيش و قشم و صفحات جنوبی کشور که در ايام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می کنند.
اما اين سفرها نيز خالی از ديد و بازديد نيست. در ويلاها به ديدار يکديگر می روند و ديگران را به شام و ناهار دعوت می کنند.
سفرهای زيارتی نيز که از قديم الايام مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معنی که عده زيادی شب عيد به قم يا مشهد می روند و پس از يکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می گردند.
اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا همين سی چهل سال پيش در برخی نواحی ايران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کسانی در روستاها راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شيعيان با مضامين مذهبی آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيک های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول يا کالا می گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می کردند.
تا همين چند دهه پيش در برخی نواحی ايران نوروزی خوانی مرسوم بوده است. افرادی در روستاها به راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده، مژده دهيد بر دوستان...
در چهارشنبه سوری نيز آئين هائی چون فالگوش نشينی، قاشق زنی، بخت گشائی، کوزه شکنی، رفع نحسی و مانند آنها رسم بوده است که امروز ديگر چندان باب نيست و اگر باشد در برخی روستاهاست.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن « مير نوروزی » نيز يکی از آئين های رايج بوده است. داستان مير نوروزی اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايی شهر را که به طور معمول در دست حکام است، خلاف آمد عادت به فردی از پائين ترين قشرهای اجتماعی می سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان می داد.
آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع می دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می پرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نمی کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است. حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزی اشاره دارد:
سخن در پرده می گويم چو گل از غنچه بيرون آی
که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی
یا شاید بهتر این باشه که بگم بهار سال جدید از راه رسید
دوباره دید و بازدید ؛تبریک سال نو و خیلی چیزهای دیگه که خودتون بهتر از من می دونید
ولی امسال یه فرقی با سال های گذشته داره
و اون این بود که تحویل سال نو نصف شب بود
برخی از دوستان هم که لطف داشتن و می خواستن سال جدید رو تبریک بگن
همون نصف شب تماس گرفتن و یا هوس اومدن به خونه رو داشتن!!!!....
به هر حال سال ۸۵ سال خوبی برای من بود؛ امیدوارم که سال ۸۶ هم سالی پر از
شادی؛ شرینی ؛ کامیابی ؛ سلامتی و سعادت
برامون باشه.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
فرارسیدن ماه غم وماتم ماه محرم بر همه مسلمانان تسلیت باد
و این روایت دیگری است که طفل دلم با تو واگویه می کند؟ غربت و روایت شناختن!

روایت : هَذا الَّذی تَعرِفُ ألبَطحاءِ وَ طَئتَهُ وَ البَیتُ یَعرِفَهُ و َ الحِلّ وَ الحَرَم
طفل دلم روایت غربت غریبی را می گوید که سنگریزه های حرم نیز او را می شناسد ...
سلام خدا و ملائك بر تو باد، سلام تمام انبياي الهي و سلام عاشقانت بر تو باد كه يد الهي ات را بر كمر نهادي و عاشقانه جان به درگاه دوست هديه كردي تا عشق و وفاي خود را ابراز كني در حالي كه مي دانستي من عشق تو را دريافته ام...
و امروز روایت غربت و غریبی تو در تمامی دلهای عاشق سوخته روایتی جانسوز است که داهیه عاشورا در تمامی تاریخ پرتپش می دارد و آب ....همان قصه ای است که تشنگی را به یاد می آورد و اشک آن داستانی که چشمان همیشه دریایی تو را به اذهان می آورد و سوز را بر قلبها!


![]چگونگی طراحی پرچم ایران](http://img.tebyan.net/big/1387/11/22951110510410175111882103010817710620186.jpg)




و ببین پر زدن بلبل باغ
که شده مست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر
بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر
این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را