تبليغاتX
...رهاااا
...رهاااا
رها از زمان....رها از مکان

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9439.aspx

 

۱-Big 10

اگر در این لوگو دقت کنید میبینید که عدد ۱۱ در آن مشاهده میشود در حالیکه این شرکت با نام BIG 10 گویای آن است که شامل 10 عضو میباشد، اما چند سال پیش که تعداد اعضائ اصلی این شرکت به ۱۱ افزایش یافت آنها این حرکت زیرکانه را در لوگو انجام دادند تا تغییری در نام شرکت بوجود نیاورند.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 29 مهر1388 توسط ایمان
شخصیت خود را با استفاده از رنگ چشم بشناسیم

پایگاه خبری تقریب-سرویس اجتماعی: اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته و کمک های فراوانی به ما خواهد کرد.


معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.


شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 15 مهر1388 توسط ایمان
• آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم! Hoora joojooo
• آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!! Hoora joojooo
• پرادو سواری دولا دولا نمیشه! Hoora joojooo
• نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد Hoora joojooo
• “کافی میت” نخورده و دهن سوخته! Hoora joojooo
• اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن! Hoora joojooo
• گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی! Hoora joojooo
• پاتو از پارکتت درازتر نکن! Hoora joojooo
• هری پاتر آخرش خوشه! Hoora joojooo
• قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم! Hoora joojooo
• گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل Hoora joojooo
• ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم! Hoora joojooo
• ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید Hoora joojooo
• ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه! Hoora joojooo
• بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد! Hoora joojooo
• یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom ) Hoora joojooo
• سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!! Hoora joojooo
• آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهرابHoora joojooo


ارسال در تاريخ سه شنبه 17 شهریور1388 توسط ایمان

 

بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :
 
*آیا می‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح***
 
*در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد *
 
*و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟*
 
به نمونه‌های زیر توجه کنید:
 
*زِ پرتی: *واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان
قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران
می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار
کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
 
* *
 
*هشلهف:* مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از
یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I
shall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند
ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز
را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار
می‌برند.
 
* *
 
*چُسان فُسان: *از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده
گرفته شده است.*
 
***
 
*شِر و وِر: *از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته
شده است.
 
*
**فاستونی:* پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته
شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.
 
*
**اسکناس: *از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی
برگة دارای ضمانت گرفته شده است.*
 
*
 
*فکسنی: *از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و
واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
 
*
**لگوری (دگوری هم می‌گویند): *یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی
سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها یا فاحشة نظامی
می‌گفتند.
 
*
**نخاله: *یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به
آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به
درد نخور هم استفاده کرده‌اند
ارسال در تاريخ سه شنبه 15 اردیبهشت1388 توسط ایمان

پول مي تونه ....... !!!!

 

پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو.

Money can buy an amusement, but not happiness

پول میتونه
رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.

Money can buy a bed, but not sleep

پول میتونه
غذا رو بخره اما نه اشتها رو.

Money can buy a food, but not appetite

پول میتونه
دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.

Money can buy a medicine, but not health

پول میتونه
وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.

Money can buy cosmetic, but not beauty

پول میتونه
خدمتکار بخره اما نه دوست رو.

Money can buy a servant, but not friend

پول میتونه
پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.

Money can buy a position, but not greatness

پول میتونه
نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.

Money can buy a service, but not loyalty

پول میتونه
قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.

Money can buy a power,but not authority


ارسال در تاريخ پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 توسط ایمان
سلام...

خوب فکر کنم اشکال نداشته باشه يه شوخيه کوچولووووو با دخترای
توپه ايپی داشتهباشيم
تفاوت دختر در ایران و آمریکا




امريكا :

جنس: دختر


مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده


سن: بین بیست تا بیست و پنج


تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی


موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی


یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.


فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.


نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now


نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!


قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت


تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید


تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا


موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد


موسیقی مورد علاقه: کانتری


بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب


محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو

.......


ايران :

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران


سن: بین بیست تا بیست و پنج


تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار


موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر


یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.


فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.


آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان


نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52


نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر


قد: یک چهار پایه + 20 سانت


تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !


تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا


موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز


موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ


موسیقی مورد علاقه: هیوی متال


بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت
ارسال در تاريخ یکشنبه 19 آبان1387 توسط ایمان

وای وای ، از حسن و کمالات و جمالات و شمسیات واقدسات  و ... نگو و نپرس !

امسال هم که سال نو آوری و شکوفایه! بازم نگو و نپرس

  

 

 

اینم سردر دانشگاه آزاد واحد ساری، که تا سال پبش فکر می کردیم اشتباه نوشتن!

ولی اگر این تابلو رو امسال نصب می کردن دیگه هیچ عیب و ایرادی نداشت

باور ندارید

تا دیروز ، نه ببخشید تا پارسال به زبان های رایج دنیا

University:

به ترتیب زبان های رایج در دنیا

اسپانیا:

university [jʊ:nɪ'vɜ:sɪtɪ]

فرانسه:

université

ایتالیا:

università

آلمانی:

uniˡversity

روسی:

университе́т.

ترکی:

Üniversite

 

ولی از امسال یکی دیگه هم باید اضافه کنیم و اون هم

 
 من فکر می کنم   راهبه   هم مثل قند عسل ، مدرسه آتشفشان علم و دانش درس خونده!

ارسال در تاريخ سه شنبه 7 آبان1387 توسط ایمان

************ ********* ********* ********* ***

************ ********* ********* ********* ********* *

 

************ ********* ********* ********* ***

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 10 مهر1387 توسط ایمان

کدوم انگشتتو بیشتر دوست داری؟(شخصیت شناسی(

 

 

 

 

http://www.seemorgh.com/images/2njx6vo.jpg

 

 

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه كرده‌اید؟ تا به حال فكر كرده‌اید كه به کدامیك علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه كنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.


انگشت شماره 1
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.


انگشت شماره 2
این انگشت نماد كار می‌باشد و اشخاصی كه به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند انسان‌های کاری هستند و بطور كلی وجدان كاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در كارها دارند.


انگشت شماره 3
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان می‌دهد، افرادی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.


انگشت شماره 4
این انگشت نماد محبت و عشق است و كسانی كه این انگشت را انتخاب می‌كنند، انسان‌های احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال كردن دیگران هستند.


انگشت شماره 5
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و كسانی كه به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند كه به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترك و بطور كلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند.
 


ارسال در تاريخ چهارشنبه 10 مهر1387 توسط ایمان
 

 

فكر مي كنيد دكلهاي برق در طول ساعات خاموشي

 اوقات فراغت خود را چگونه مي گذرانند ؟

ارسال در تاريخ سه شنبه 19 شهریور1387 توسط ایمان
ازدواج به سبك ايراني
 
آرزو فراهاني: شماره 54-50 مجله تصوير سال به دست‌مان رسيد كه اين بار عكسي متفاوت‌تر از هميشه روي جلد آن بود؛ عكس عروس و دامادي با لباس و آرايش سنتي ايراني.
قضيه وقتي جالب‌تر شد كه فهميديم اين عروس مليكاخاتون شريفي‌نيا صبيه آقا محمدرضا خان شريفي‌نيا و سركار عليه آزيتا خانوم حاجيان «از مشاهير تيارت و سينما توقراف» است. اين روزها در كشورمان شاهد سبك‌هاي مختلف عروسي هستيم.


از عروسي‌هايي كه به شيوه‌هاي سنتي با‌ آلوچه، خرما، دل و جگر، چاي و پسته به پذيرايي از ميهمانان مي‌پردازند تا مهمانداراني كه كراوات مي‌زنند يا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهاي زيبا! اما اين بار عروسي متفاوت نيست بلكه عروس و داماد و كارت عروسي‌شان متفاوت است.
عكس روي جلد مجله تصوير سال مربوط است به كارت عروسي اين عروس و داماد با پوشش متفاوت «يكي بود، يكي نبود» روزي در يكي از خانه‌هاي شهر تهران خانواده محمدرضاخان شريفي‌نيا كنار هم نشسته بودند و كاملا اتفاقي به اين نتيجه رسيدند كه اين كار متفاوت را انجام دهند.
 
هركس نظري داد و حرفي زد تا حاصل كار، كارتي جالب شد كه در روز جمعه 14 ارديبهشت 1386 هجري‌شمسي ساعت هفت تا 10 شب، جمعي از آشنايان اين خانواده را به مجلس شادي آنها بكشاند.

«جونم براتون بگه» اين كارت در ابعادي كمي كوچك‌تر از كاغذ A4 و افقي چاپ شد. متن آن را از كارت‌هاي عروسي قديمي و شيوه‌هاي گفتاري و نوشتاري قديمي گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امير رضاخان طلاچيان زحمت بسياري كشيدند تا نتيجه نهايي حاصل شد.

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 10 تیر1386 توسط ایمان

حوزه لس آنجلس

 

   من نمی دانم چه بلايی سرما انسانها آمده که از هر چيزی فقط ظاهر پر زرق و برقش را ميبينيم . غافل از آنکه بعضاً باطنی بسيار ارزشمند ، مستور و نهفته ، چشم   ِ انتظار ، به توجه ما دوخته است .... باور کنيد در ساده ترين وکوچکترين چيزها اسباب و نشانه هايی جهت هدايت ما انسانها نهفته است . مثلاً همين ترانه های لس آنجلسی که تنها حاصلش برای ما قر کمر و بزن و بکوبه باطنی بسيار گرانبها و مهم دارد و ما غافل از آنکه هدف اصلی اين ترانه ها هدايت ماست تنها با شنيدنشان به فکر جمع کردن شاواش (شادباش) و رقصيدن ميافتيم ....

 

باور نمیکنید ؟!!! خب من تنها قسمتی از این گنجینه معنوی و ارزشمندرا برایتان آشکار میسازم و کشف و توجه به مابقی را بعهده خودتان   میگذارم ....

 

((تا باشد که  مورد هدايت قرار بگيريد ))

قسمتی از ترانه

 

 

مبحث مورد اشاره

 

خوشگلا  بايد  برقصن ........

امربه معروف

ای قشنگتر از پريا — تنها تو کوچه ن ریا

نهی از منکر

مثل يک نورکوچولو اومدی و ستاره شدی …

اعجاز

دلم فقط تو رو میخواد …..

تارک الدنيا

برخيز شتربانا بربند کجاوه …..

جهاد

ای  خانوم کجا  کجا ؟

صیغه فضولی

برای روز ميلاد تن خود – من آشفته رو تنها نذاری .....

رستاخيز - شفاعت

دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات ....

صدقه - انفاق

تو محشری از همه سری ......

ذکر

هر کی يارش خوشگله جاش تو بهشته .....

وعدة الجنت

دلم هوس رطب کرده ......

روزه

يا منو ببر به خونتون يا بيا به خونه ی ما ...

جبر و اختیار

تو عزيزدلمی ، تو عزيزدلمی ، تو عزيزدلمی

حمد القلوب

پری   پری   الهی    وربپری .....

نفرین

يه يار خوشگلی دارم .....

شکر زبانی

اگر اون مهندسه ، منم  phd  میگیرم ......

علم اکتسابی

ديگه دوستم نداری ، ديگه دوستم نداری .....

سعه صدر

ما ميرم به بندر  سی  هوای ياران ...... 

صله ارحام 

افسوس که اين مزرعه را آب گرفته .......

عذاب الهی

دهقان مصيبت زده را خواب گرفته ......

الضا لين

من وضو با  نفس خيال تو ميگيرم و تو را ميخوانم ........

وضو                طهارت –   نماز

ميرم از شهر تو و يه کوله بار خاطره ......

هجرت

بابا تو ديگه کی هستی ... دسته شيطونو بستی

ذنوب الشياطين

يه حلقه طلايی اسمتو روش نوشتم .... ميخوام بيام دستت کنم بيای تو سرنوشتم

نکاح – حق الزوجين

با هم پشت ما کوهه ، نمي ترسيم ، نمی افتيم .....

وحدت

خداخدای مستون . خدای می پرستون . به حقه هر چی عشقه ما رو بهم برسون ....

دعا

بزن باران که دين را دام کردند ......

تحريف – بدعت

منو با خودت ببر ......

اهدنا صراط المستقيم

من به رفتن قانعم .....

قناعت در طلب

شب تولد عشق دلم رو هدیه دادم ....

زکات

ديوونه – ديوونه – ديوونه شو ديوونه

استهزاء

نمره ی بيست کلاسو نمی خوام ......

ايثار

منو تهديد می کنی ، که يه روز از پيشم ميری ..

کظم غیض - مباهله

بگو منو کم داری بگو ........

ادعونی استجب لکم

 

(( التماس دعا ))

 

ولی جدی جدی اين چه بساطی هست که راه انداختن؟؟

اين از شعراشون

اون هم از آهنگاشون ؛ همه dj

که با گوشی موبایل هم ميشه اونا رو ساخت!!...

 

ارسال در تاريخ جمعه 17 فروردین1386 توسط ایمان

ابلهانه ترين سوالات كاربران

 

كامپيوتر در انگليس


 

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.

برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.

ليست سوالات به شرح زير است:

1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (ANY KEYS) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه ANY را روي كي بوردم پيدا كنم.

2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.

3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.

4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟

مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟

كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 12 اسفند1385 توسط ایمان

:: جـــاده ::

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي
را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در
گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش
رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا
و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست
ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ
ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه
بايد ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر
آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها
را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى
ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود
بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى
احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه
چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى
باشد يا چهار باندى ؟؟!!

ارسال در تاريخ پنجشنبه 10 اسفند1385 توسط ایمان
                                  عشق من

از همون لحظه ای كه با پدر و مادرم وارد سالن مهمونی شديم چشمم بهش افتاد و شور و هيجانی توی دلم به پا كرد... هفته ی پيش هم توی يه مهمونی ديگه ديده بودمش... طول سالن رو طی كرديم و روی يه سری صندلی نشستيم... دوباره نگاهش كردم... درست روبروی ما بود... اينبار يه چشمك بهم زد... لبخند زدم و به اطرافم نگاه كردم... كسی متوجه ما نبود... خودم رو به بی تفاوتی زدم و مشغول گوش دادن به حرفای ديگران شدم... ولی چند لحظه ی بعد بی اختيار زيرچشمی يه نگاهی بهش انداختم... چه ظاهر زيبا و جذاب و با نفوذی داشت... دوباره چشمك زد و هيجانم رو بيشتر كرد...
والدينم حواسشون به گفتگو با بقيه بود... به خودم نهيب زدم كه از فكرش بيام بيرون... باز هم متوجه صحبتهای مهمونای ديگه شدم... ولی حواسم اون طرف سالن بود... می خواستم برم پيشش ولی از پدرم و صاحبخونه خجالت می كشيدم... توی دوراهی عجيبی گرفتار شده بودم... دلم من رو به طرفش هول می داد و عقلم خجالت و آبرو رو ياد آوری می كرد... مرتب بهم چشمك ميزد... ديگه طاقتم تموم شده بود... دل به دريا زدم و گفتم هر چه باداباد... بلند شدم و با لبخند به طرفش رفتم... وقتی بهش رسيدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز كردم... برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم!... به به! عجب شيرينی خامه ای خوشمزه ای بود

ارسال در تاريخ شنبه 7 بهمن1385 توسط ایمان
                                   باربی

پشت پنجره نشسته بود و داشت فكر مي كرد چقدر اين پسره موتورسوار خوش تيپه و چقدر لباس و كلاه كاسكت آخرين طراحي شركت نايك بهش مي ياد و جذابيتش را به نهايت رسانده. ديگه از عينك آفتابي دودي رنگش نگو و نپرس. خودش رو روي ترك موتور پسر مجسم كرد. موتور با سرعت باد در حركت بود و چه كيفي داشت. موهاي بلندش در باد به رقص دراومده بود...
با صداي وهم انگيزي روياي عروسك باربي پاره شد. پسر 5-6 ساله اي عروسك موتورسوارش را روي ميز سر داده بود. عروسك موتور سوار از بالاي ميز با صداي بلندي به زمين خورد

ارسال در تاريخ جمعه 6 بهمن1385 توسط ایمان
                                              تیمارستان

  پزشک قانونی به تیمارستان دولتی سرکشی میکرد. مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد. او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که: شما را به چه علت به تیمارستان آوردن؟
مرد در جواب گفت: آقای دکتر! بنده زنی گرفته ام که دختر هجده ساله ای داشت. یک روز پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادر زن پدر شوهرش شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود پسری زایید. برادر من شد زیرا پسر پدرم بود.
اما در همان حال نوه زنم و از اینقرار نوه بنده هم میشود و من پدربزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده هم زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی و پسرم و ضمناً مادر بزرگ او شد. در صورتی که پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمناً نوه ی او بود.
از طرفی چون مادر فعلی من، یعنی دختر زنم، خواهر پسرم میشد، بنده ظاهراً خواهرزاده پسرم شده ام. ضمناً من پدر و مادر و پدر بزرگ خود هستم، پسر پدرم نیز هم برادر و هم نوه ی من است!
آقای دکتر! اگر شما هم به چنین مصیبتی گرفتار میشدید، قطعاً کارتان به تیمارستان میکشید!!!

ارسال در تاريخ پنجشنبه 5 بهمن1385 توسط ایمان
                                                                      

راز بقا

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر اين سه نفر مياد؟توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نيست!توی اسپانيا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در مياره و با زن محبوبش به آمريکای جنوبی فرار می کنن!توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضيه رو به يه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!توی فرانسه: خيلی کم کار به جاهای باريک می کشه! دو تا مرد با همديگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!توی استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن! اين مشاجره اونقدر طول می کشه تا يکی از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضی بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش می رسه!توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه! دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره! باز اولی همين کار رو می کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اينکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!توی آفريقا: قضيه خيلی ساده ست و جای اختلاف نيست! دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم می گيرن!توی مکزيک: کار به زد و خورد خونينی می کشه و يکی از طرفين کشته ميشه! ولی بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بی شوهر می مونه!
توی آمريکا: حل قضيه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه!توی ايران: فقط پول موضوع رو حل می کنه! پدر و مادر دختر می شينن با همديگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن! عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگی می گيره و ..

ارسال در تاريخ چهارشنبه 4 بهمن1385 توسط ایمان
30nema31